دخترای ننه دریا رو خاطرخوان پسرام

– مشهد یک زمانی دریا بوده، حتماً دریا بوده، دریا هم اگرنبوده، بی برو برگرد، ساحل بوده. از این دو حالت خارج نیست. بس که این شهر تا فرصت می شود، هوایش بوی دریا می دهد. گرمای سوزان و سرمای سیاه که از شهر فاصله می گیرد، بوی دریا بلند می شود. آخ که همین الان هم چقدر هوا بوی دریا می دهد.

– میگه تو توی «سیف زُن» منی (منطقه ی امن). میگه من واسه اینکه بگم چمه، احتیاج به حرف زدن با تو ندارم. میگه واسه اینکه رازمو نگه داری، نیازی نیس ازت قول بگیرم.
راس میگه، میدونم که راس میگه. من فقط لبخند میزنم، پشت تلفن.

– مادرم ازش پرسیده خبری نیس؟ خانوم دایی جواب داده یه سه-چار نفری اومدن تا حالا، یکیشون رو پسندیده، تحصیلات نداره ولی خیلی پولداره، منم بهش گفتم همونو بچسب تا از زندگیت لذت ببری.

– دلم میخواد کنار آدما احساس امنیت کنم، در هر حدی که باهاشون رابطه دارم. اگه این احساسو نداشته باشم، نمیتونم ادامه بدم، رابطه رو کات میکنم. اهل کم کردن روابط نیستم، نه که حالا هر رابطه ای که کات کردم واسه این باشه ولی هر وقت اینطوری بوده، رابطه رو ادامه ندادم. بعضی آدما تا وقتی باهاشون در حد سلام علیک رابطه داری، امن هستن، بعضیا تا یه حدی بیشتر، ولی وقتی ازون حد جلو میان دیگه امن نیستن. من نمیتونم رابطه رو برگردونم به حالت قبلیش، به حد و حدود قبلیش، رابطه این شکلی نیست، من کاتش میکنم، کات.

– آخ که چقدر بوی دریا میاد.

Advertisements
این ورودی در Uncategorized فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

2 Responses to دخترای ننه دریا رو خاطرخوان پسرام

  1. dice می‌گوید:

    اوهوم… راس میگی، بوی دریا میاد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s