این پرده نباید ورافتد

بهش میگم: هیچوقت از منم چیزی براش گفته بودی؟
میگه: آره، اون اوایل یه کم براش گفتم، گفت با این خصوصیاتی که تو تعریف میکنی، عاشقته، دیگه حق نداری باهاش حرف بزنی.
من؟ چشام گرد شد! خواستم بگم چه عجب یکی فهمید ولی نگفتم. به جاش لبخندی زدم و گفتم چه جالب.

باید بهش بگم دیگه از من واسه کسی تعریف نکنه. باید بهش بگم نمیخوام کس دیگه ای هم بفهمه عاشقشم. باید بهش بگم.

Advertisements
این ورودی در Uncategorized فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s