نمیخوای سوار کنی، بگو نمیخوام سوار کنم، چرا منو اذیت میکنی؟

– اصلاً باید چهره اش شاد و آرام باشد، شاد و پر شر و شور هم چه بهتر، بیحال یخ را اصلاً نگو.
قدش هم یک جوری باشد که وقتی بغلش کنم، چانه اش برسد به قلبم، یک کم بالاتر هم باشد چه بهتر، چانه اش از چانه ام بزند بالا را که حرفش را هم نزن.
صدایش نرم و دخترانه باشد، ظریف و شیرین چه بهتر، کلفت و مردانه را اصلاً نگو.
چشمانش درشت و مهربان باشند، شاد و براق باشند چه بهتر، ریز و سرد و طلبکار باشند که چه بشود؟
اخلاقش؟ مهربان و بساز و نجیب باشد، شجاع و شاد و پرانرژی باشد چه بهتر، اخمو و افسرده و اهل بحث و جدل را کلاً بیخیال.
دیگر چه؟
لبخندش، خنده اش. لبخند و خنده اش زیبا باشد، دلنشین باشد، قند توی دل آب کن باشد، چه بهتر.

بروم هالیوود؟ سفارش می دهید از آسمان بیاورند؟ داده اید برایم ببافند؟ خودم مگه چی ام که اینا رو میخوام؟
سقف مطالباتم اینقدر بالاست یعنی؟ آخه چرا؟
خب پس فقط اخلاق و چشمان و خنده اش.
باز هم بالاست؟ خب فقط اخلاق و خنده اش.
باز هم بالاست؟ پس فقط اخلاقش.
نه؟
خب پس می روم همان بالشم را بغل می کنم.

یه شب بارونی، یه دختره و یه پیرمرده کنار خیابون واستاده بودن، پسره با ماشین نگه داشت جلوشون، گفت ازتون یه سوال ریاضی میپرسم، جواب بدین سوار شین! به دختره گفت دو دو تا؟ دختره گفت چار تا! پسره گفت سوار شو! به پیرمرده گفت یه مستطیل داریم با یه ذوزنقه با یه دایره، اینا رو میچسبونیم به هم یه جوری که قطر مستطیل بچسبه …، پیرمرده پرید وسط حرفش گفت باباجان نمیخوای سوار کنی بگو نمیخوام سوار کنم، چرا خودتو اذیت میکنی؟

Advertisements
این ورودی در Uncategorized فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s