Monthly Archives: اوت 2013

دخترای ننه دریا رو خاطرخوان پسرام

– مشهد یک زمانی دریا بوده، حتماً دریا بوده، دریا هم اگرنبوده، بی برو برگرد، ساحل بوده. از این دو حالت خارج نیست. بس که این شهر تا فرصت می شود، هوایش بوی دریا می دهد. گرمای سوزان و سرمای … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

دلم می خواهد بنشینم یک عاشقانه بنویسم برای چای. البته یک بار قبلا نوشته ام، بس که دوست داشتنی ست، بس که خواستنی ست. یک صفا و دلنشینی و آرامش خوبی دارد. آبمیوه خوب است ولی مثل پسر بچه ی … به خواندن ادامه دهید

در حاشیه | Posted on by | بیان دیدگاه

اندر حکایت بنی آدم و اعضای بدون اعصاب یک پیکر

پیرمردی بود واسه خودش. میگفت قدیما وقتی جوون میمرد، یه محله عزا میگرفت. خیلی عجیب بود واسه همه، الان ولی اوضاع فرق کرده، دیگه جوونمرگ شدن غیر عادی نیست. نشستم به خوندن خبر، یعنی به مرور کردن عنوان اخبار، به … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

در بی خبر گذاشتن لذتی هست که در انتقام نیست

من آدم جار و جنجال نیستم، آدم انتقام و دل خنک شدن هم نیستم. می گوید من باس قبل از اینکه اینا برن، حالشونو بگیرم. آن یکی دیگر در جایی دیگر می گوید: من قبل از اینکه برم، باس بهش … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

همه ای که هیچکس نیست

تو آن «همه» ای در «هیچکس نیست» تو آن یک نفری که هیچکس نیست بیا تا در آغوشت بگیرم

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

بعضی وقتا هم این شکلی میشم خب

– بهم میگه من و تو اگه آخرین دو تا آدم روی زمین هم باشیم، بازم به درد زندگی کردن با هم نمی خوریم، ما به درد رفاقت کردن و حرف زدن با هم می خوریم. میگم من و تو … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

این پرده نباید ورافتد

بهش میگم: هیچوقت از منم چیزی براش گفته بودی؟ میگه: آره، اون اوایل یه کم براش گفتم، گفت با این خصوصیاتی که تو تعریف میکنی، عاشقته، دیگه حق نداری باهاش حرف بزنی. من؟ چشام گرد شد! خواستم بگم چه عجب … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه