Monthly Archives: ژوئیه 2013

سینه سرخی که سینه اش سرخ نیست

– دیشب نشستم به مرتب کردن گوشی و ما فیه، رسیدم به پاک کردن اس ام اس های وارده و ارسالی. در قسمت ارسالی ها یک عدد بیست رقمی دیدم که چند روز پیش به شماره ی یکی از کارمندان … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

مخاطب خاص

یک وبلاگ هایی هستند که بعضی وقت ها برای یک مخاطب خاص می نویسند، منتها مخاطب خاصشان یک جورهایی خیالی به نظرم می رسد یا لااقل من دوست دارم این شکلی فکر کنم و بخوانم. مثلاً مخاطب خاصشان «ریم» است … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

:)

– در چشم ها که نگاه می کنم، شروع می کنند به حرف زدن. – هادی می پرسد: چیزی داشت که بگیرتت؟ چیزی داشت که نسبت بهش یه حس خوب یا خوش آمدن داشته باشی؟ من به چشمانش فکر می … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

هر کسی کار خودش، بار خودش، آتیش به انبار خودش

– یک طورهایی همیشه در زندگی ام، سعی کرده ام همه چیزم از هم جدا باشد. کارم، درسم، خانواده ام، دوستانم، … . در مورد این جداسازی، خیلی خیلی مقید بوده ام که مخصوصاً اتفاقات بد و ناراحت کننده ای … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

و خورشید چه خاطره ها که ندارد

– یک خاطره هایی هستند که باید دردناک باشند ولی نیستند یا لااقل برای من نیستند. به یادشان که می افتم، یک لبخندی می آید روی لبم و حتی قابلیت این را دارند که برای یک نفر دیگر هم تعریفشان … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

به حق چیزای ندیده

– به طرز عجیب و خنده داری، شب ها که از شرکت میروم به خانه، در حالی که تمام طول راه و حتی قبل از شام، دلم رختخواب و استراحت می خواهد ولی بعد از اینکه شام میخورم، انگار نه … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

پر زد و رفت

قریب به یک ساعت با هم حرف می زدیم، تلفنی، راجع به اینکه برگردد سر زندگی اش، راجع به اینکه چطور با آدمی که تا همین سه چهار ماه پیش غریبه بوده و حالا قرار است زیر یک سقف با … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه