Monthly Archives: ژوئن 2013

اگه بارون بزنه

 – شب ها، در رختخواب، قبل از اینکه خوابم ببرد، حواسم هست دستانم را پنهان کرده باشم. نمی خواهم اگر می لرزد یا پرش دارد، اگر تکان می خورد یا آرام است، رازشان بر کسی آشکار شود. پنهان کردن به … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

ماجرای پرندگان

– مهم ترین سرمایه ی هر سازمانی، نیروی انسانی آن سازمان است. ارزشمند باشد، سازمان را به عرش می رساند، خارج بزند، همه چیز را تخریب می کند. حکایت پرسنل یک سازمان و اهدافش، حکایت کبوترانی است که قرار است … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

شب های خالی، روز های شلوغ

– دیگر شب ها کامپیوتر ندارم! یعنی دیگر شب ها، در خانه کامپیوتر ندارم! یعنی کامپیوترم را برداشتم و بردم شرکت! یعنی دیگر شب هایم کامپیوتر لازم ندارد که هیچ، کامپیوتر برایش مزاحم هم هست! یعنی دیدم یک چیزی افتاده … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

اوضاع خوب است

– بغلش کردم، قبل از اینکه سرش را بر شانه ام بگذارد، چند بار شانه ام را بوسید. کمی مریض بود و ظاهراً سرش هم درد میکرد. سرش را که بر شانه ام گذاشت، صورتم را چسباندم به سرش، همزمان … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه